9-February-2010 مطابق با سه شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۸ امروز
     جستجو
  RSS آرشیو تماس با ما پیوندها صفحه نخست  

آخرین اخبار

مجمع روحانیون مبارز کاشان: مردم یادشان نرفته آقای جنتی چندسال پیش آیت‌الله سیستانی را مرجع انگلیسی خواند
موضع صریح آیت‌الله جوادی آملی : معیار تقلید ازمرجع، تشخیص مقلدان است
عزت‌الله انتظامي از پذیرش داوری جشنواره فيلم فجر سرباز زد
تاج‌زاده: پیشنهادهای پنجگانه مهندس موسوی راهگشا و وحدت بخش است
اکثر مردم از خطرات چربی دور کمر بی خبرند
گزارش «کیهان» از برنامه ريزي براي ايجاد فتنه جديد در پوشش پروژه آشتي ملي!
پناهندگی كنسول ایران در نروژ؟
مصرف سوخت توپولف دو برابر هواپيماهاي مشابه
آیت الله طاهری: بیانیه جامعه مدرسین فاقد اعتبار است
دانشجو: شرط تدريس در دانشگاه تخصص و اعتقاد به ولايت فقيه است
خودروسازان ايراني؛ از مذاكره با شركت‌هاي معتبر تا فالوده‌خوري با چيني‌ها!
«در حاشیه» آفتاب یزد چهارشنبه 16 دی / سكوت ميراث فرهنگي درباره نمايشگاه هديه‌تهراني‌
سارقان خشن 13 راننده را تا آستانه مرگ پيش بردند
کاش فقط براي بازي باشد! / فرناز حسنعلي زاده
طنز؛ ... ادامه دارد / ابراهیم رها
نسخه چاپی ارسال به دوستان
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۸
انتقاد شدید محمود دولت آبادی از عبدالکریم سروش
متن خبر :

من نویسنده مملکت ایران هستم. از نظر من انقلاب فرهنگی اقدامی غیرقانونی بوده است و به هیچ وجه مشروعیت ندارد. من به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران رای دادم و تنها آن قانون را می پذیرم و آثار ادبی و فرهنگی ما باید بر اساس همین قانون مورد قضاوت قرار بگیرد. پای این قضاوت هم می ایستیم. انقلاب فرهنگی که شیخ آن دکتر سروش بود تقلیدی مضحک از امری سخیف بود که در چین انجام شده بود. آن انقلاب فرهنگی دامن یکی از چهره های معاصر جهان را برای همیشه لکه دار کرد؛ یعنی مردی که مردم پریمیتیو کشوری را به دنیای بزرگ معرفی کرد، با آن انقلاب در چین به لکه ای سیاه دچار شد. بنابراین تقلید از آن انقلاب تقلید از یک شناعت بود.

به گزارش نخستین, نشست شاعران و ادیبان حامیان میرحسین موسوی که عصر روز 22 اردیبهشت در تالار مسجد امیرالمومنین بلوار مرزداران توسط اعضای ستاد 88 برگزار شد، میهمان ویژه ای داشت. همه آنهایی که گوش به اشعار شاعران سپرده بودند به یکباره متوجه ورود میهمانی شدند که چند نفر او را همراهی می کردند و هر قدم که پیش می آمد سالن به احترامش از جا بلند می شد. محمود دولت آبادی کنار دیوار تالار را که منقوش به تصاویر میرحسین موسوی بود طی کرد و کنار حاضران نشست.

«سرو» در ادامه گزارش خود می نویسد: قرار بر سخنرانی دولت آبادی نبود ولی شور و درخواست حاضران او را مجاب کرد تا چند دقیقه ای در جمع دوستداران میرحسین موسوی سخنرانی کند. با تشویق حضار روی سن رفت و بعد از ذکر جمله "خدایا مسجد من کجاست... ای ناخدای من" حرف هایش را این گونه بر زبان آورد: اگر من اینجا هستم به اعتبار احترامی است که برای دعوت کننده خود قائلم. آقای مسجد جامعی یادآور دورانی از مدیریت فرهنگی هستند که دوره خوبی بود. من نیامده ام برای کسی تبلیغ کنم چرا که اینکاره نیستم. اگر هم چیزی به ذهنم رسیده، در مطبوعات بیان کرده ام. فقط می خواهم مروری داشته باشم بر دورانی که در آن به طرز مضاعفی پیر شدیم؛ یعنی ما را پیر کردند و خواستند که بمیرانند. و این بیش از آنکه از نظر من امری تراژیک باشد، یک سوال است.

دولت آبادی که با لحنی غم آلود و اعتراضی سخن می گفت ادامه داد: ما در کجا زندگی می کنیم؟ چه مناسباتی با یکدیگر داریم؟ چند سالی است که شده ایم ملت ایران. قبلا امت بودیم. حالا هم در عین اینکه ملت ایرانیم، بخشی از امت محمدی هم هستیم. ولی این چگونه ملتی است که در آن هیچ کس از دیگری خبری ندارد؟ این چگونه ملتی است که هیچ گونه مناسبات انسانی فیمابین در آن برقرار نیست و فقط در آستانه انتخابات است که حق داریم به عنوان ملت مطرح شویم و در جایی جمع شویم و احیانا حرفی بزنیم.

وی خطاب به مخاطبانش گفت: من نویسنده مملکت شما هستم. معمولا به مناسبت، برنامه های فرهنگی تلویزیون را نگاه می کنم. و وقتی که دکتر محسن پرویز به عنوان معاون وزیر ارشاد در آن صحبت می کند بیشتر دقت می کنم. در آخرین گفتگوی او که با آقای حیدری در تلویزیون انجام شد، وقتی از وی پرسیدند که چگونه ممکن است که معدود افرادی بر تمام نویسندگان و شاعران و محققان و اندیشمندان این مملکت اشراف داشته باشند، او اول پاسخ داد که ما باید این بحث را در جای دیگری مطرح کنیم ولی بعد گفت که ما بر اساس آیین نامه انقلاب فرهنگی در مورد کتاب تصمیم می گیریم.

دولت آبادی سپس با لحنی رسا و پرطنین ادامه داد: من نویسنده مملکت ایران هستم. از نظر من انقلاب فرهنگی اقدامی غیرقانونی بوده است و به هیچ وجه مشروعیت ندارد. من به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران رای دادم و تنها آن قانون را می پذیرم و آثار ادبی و فرهنگی ما باید بر اساس همین قانون مورد قضاوت قرار بگیرد. پای این قضاوت هم می ایستیم. انقلاب فرهنگی که شیخ آن دکتر سروش بود تقلیدی مضحک از امری سخیف بود که در چین انجام شده بود. آن انقلاب فرهنگی دامن یکی از چهره های معاصر جهان را برای همیشه لکه دار کرد؛ یعنی مردی که مردم پریمیتیو کشوری را به دنیای بزرگ معرفی کرد، با آن انقلاب در چین به لکه ای سیاه دچار شد. بنابراین تقلید از آن انقلاب تقلید از یک شناعت بود.

نویسنده رمان های "کلیدر" و "جای خالی سلوچ" تاکید کرد: من به مسئولین ارشاد می گویم که آن آیین نامه نه قانونیت دارد و نه مشروعیت. ما قانون اساسی داریم. آن انقلاب فرهنگی باعث شد تا جامعه فرهنگی ایران از مغز تهی شود.

وی سپس عبدالکریم سروش را خطاب قرار داد و گفت: آقای سروش، شما علمدار رفتار شنیعی شدید که باعث شد بهترین فرزندان این مملکت بگذارند بروند تا شما شعر مولانا را حفظ کنید و به ما تحویل بدهید و تحویل بدهید و بازهم تحویل بدهید.

دولت آبادی به انتخابات هم اشاره کرد و گفت: من به کسی رای می دهم که از تمام ایرانیان فرهیخته ای که از این کشور بیرون رانده شدند، اعاده حیثیت کند و به کسی رای می دهم که به انسجام ملی معتقد باشد. ما را نسبت به هم غریبه کرده اند. اگر کسی که این ستاد مال اوست چنین قابلیتی دارد از رای دادن به او پشیمان نخواهیم شد. مسئله اشخاص نیستند، مسئله یک ملت است. ملت دارد از برکت رفتار آقایان به جان هم می افتد. مملکت داری یعنی مردم را نگه داشتن. زخم زدن به مردم و تاب زخم را آوردن از سوی مردم باید تا به حال حوصله آقایان را هم سر برده باشد. شما با چه مرهمی می توانید به این زخم ها التیام ببخشید؟



نظرات بینندگان
ابوذر آذران :
جناب دولت آبادی! سالهاست سروش از انقلاب فرهنگی برائت جسته اما میرحسینی که تو ازش حمایت می کنی هنوز عضو موثر آن شورای به قول شما شنیع است!

بدون نام :
اقای دولت آبادی انگار به تناسب سنشان که بالا رفته کمی دچار فراموشی شده اند و فراموش کرده اند که سروش در ستاد انقلاب فرهنگی جوان ترین عضو بود و در میانه دهه سی از عمر خویش.اما دیگر افراد به مراتب هم بزرگتر و هم سرشناس تر بودند و سروش به هیچ عنوان شیخ انقلاب فرهنگی نبوده.اما جالب این که کاندیدای مورد حمایت همین استاد دولت آبادی سال هاست که در شورای انقلاب فرهنگی حضور داشته و دارد و آن آیین نامه ها را ایشان و همکارانشان تنظیم می کند.واقعا طنز تلخی بود استاد دولت آبادی!



:نام
:ایمیل
:متن پیشنهاد

کپی برداری از مطالب سایت با ذکر منبع مجاز است